شمس الدين محمد بن محمود آملي

مقدمه 19

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

نصارى بعهد ما و سلطه و زيان آنان كمتر و حفظ استقلال ممالك مستقله در زمان ما لازمتر و لا قوة الا باللّه العلى العظيم . اينك نمونه چند از اختلاف نسخ كه يكى را در اين كتاب برگزيديم صفحه 2 سطر 7 نافخه سحار گفتار . بجاى اين عبارت در بعض نسخ لاقحه اشجار است و لاقحه مفرد لواقح بادى است كه درخت‌ها را باردار مىكند چنان كه در آيه كريمه است و ارسلنا الرياح لواقح و اينمعنى در علوم عصر ما بتحقيق پيوسته است كه باد سبب انتقال گرد گل‌هاى نر است بگل‌هاى ماده در نباتات و در اينجا كنايه است از قوه متفكره شاعر و اديب كه گفتار او را بارور ميسازد . صفحه 4 سطر 5 و از آنجا بمراقد شريفه اه در بعض نسخ چنين است ( و از آنجا بمراقد عترت برگزيده و صحابه پسنديده او كه مصابيح آه ) البته اين عبارت صحيح است و آنچه در كتب مطبوعه است از تصرفات كاتب است چون عوام و جهّال شيعه مىپندارند كه نبايد از صحابه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اين موارد ستايش كرد و طريقه علما غير اين است . صفحه 4 سطر 25 در آن مدت سلسله همت إلى قوله اين ابيات انشاء مى كرد . در نسخ مختلف بود كه از ذكر آنها فائدتى متصور نگردد و در يك نسخه بجاى اسباب فتنه از جوانب روى نمود اين عبارت مرقوم افتاده ( ناگاه از كيد دهر محتال بقيد اهل و عيال ماسور گشت و از آن حضور مهجور شد و شب و روز در حكايت مرسوم و ادرار افتاد . لمؤلفه و لا زلت اخفى ما بدا لى صيانة * فكيف به من فى فاقتى ليس يقنع ص 6 سطر 18 در بعضى نسخ به هفتاد و پنج مذكور است . ص 7 و ص 8 و صفحه 9 تا آخر شعر عربى ( ما تنسج الاقلام الخ ) در بعض نسخ خطى